غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
231
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اشرفى بسته بود و بروايتى در همين سال يونس بن حبيب النحوى فوت شد مدت عمرش صد و شصت سال بود و همدرين سال هارون بن ابى حفصه كه از جملهء مشاهير شعراست بعالم بقا شتافت و او در زمان خلفا از يمامه كه مولدش بود ببغداد آمده پيوسته در مدح مهدى و رشيد قصايد در سلك نظم ميكشيد و در همين سال محمد بن سماك مذكر كه از جملهء مشاهير واعظان و عظماء بنى عجل بود از عالم خاك بجهان پاك انتقال نمود و همدرين سال شيخ و عالم اصفهان ابو المنذر نعمان بن عبد السلم كه نسبش بتيم اللّه بن ثعلبه مىپيوست رخت سفر آخرت بربست در تاريخ امام يافعى مسطور است كه ( و كان ابو المنذر فقيها عابدا ) صاحب تصانيف و در سنهء اربع و ثمانين و مائه بروايت بعضى از مورخين سجل حيات قاضى و محدث دمشق ابو عبد الرحمن يحيى بن حمزة الحضرمى مختوم گشت مدت عمرش هشتاد سال بود و در سنهء خمس و ثمانين و مائه عبد الصمد بن على بن عبد اللّه بن عباس از لباس حيات عارى گشته اساس زندگانى او اندراس يافت در تاريخ امام يافعى از ابو الفرج بن جوزى مرويست كه در باب عبد الصمد امور عجيبه بظهور پيوسته از جمله آنكه او در سنهء اربع و مائه متولد شد و برادرش محمد كه پدر سفاح و منصور است در سنهء ستين بوجود آمد چنانچه بين الولادتين پنجاه و شش سال واسطه باشد ديگر آنكه محمد برادر او در سنهء سته و عشرين و مائه فوت شد و عبد الصمد در سنهء خمس و ثمانين و مائه چنانچه زمان وفات ميان آن دو برادر پنجاه و نه سال بود ديگر آنكه ساكن زاويه هاويه يزيد بن معاويه در سنهء خمسين حج گذارد و عبد الصمد در سنهء خمسين و مائه بطواف ركن و مقام قيام نمود و حال آنكه نسبت عبد الصمد و يزيد بعبد مناف سمت تساوى دارد و او دراك زمان حكومت برادرزادگانش سفاح و منصور بود و بعد از آن خلافت مهدى را نيز دريافت و حال آنكه او عم پدرش بود پس از آن هادى را نيز حاكم مشاهده كرد و او عم جدش بود آنگاه رشيد را نيز بر مسند خلافت ديد و در وقت دولت رشيد بعالم آخرت خراميد ( و قال يوما للرشيد هذا مجلس جلس فيه امير المؤمنين و عمه و عم عمه و عم عم عمه و ذلك ان سليمان بن ابى جعفر هو عم الرشيد و العباس عم سليمان و عبد الصمد عم العباس ) ديگر آنكه عبد الصمد به همان دندان كه در طفوليت برآورده بود از عالم انتقال نمود در تاريخ حافظابرو مسطور است كه سبب عدم سقوط اسنان او در زمان طفوليت و كبر سن آن بود كه تمامى دندانهاى بالايش يك قطعه بود و دندانهاى پايانش قطعهء ديگر و در همين سال ابو خالد يزيد بن حاتم بن قبيصه بن المهلب بن ابى صفره سفر آخرت اختيار كرد و يزيد را ابو جعفر منصور در سنهء ثلث و اربعين و مائه والى مصر گردانيده بود در سنهء اربع و خمسين ايالت بيت المقدس را نيز بر آن منصب افزود و او از بيت المقدس بجانب افريقيه لشكر كشيده و خوارج را مندفع گردانيد و هم در آن ولايت فوت شد و همدرين سال يزيد بن مزيد كه برادرزادهء معن بن زايده بود بعالم عقبى انتقال نمود و در سنهء سته و ثمانين و مائه هارون الرشيد عازم حج شده امين و مأمونرا همراه برد و چون بمدينه رسيد ساكنان آن بلده طيبه را سه نوبت عطا داد يكنوبت باسم